پیش فرستادن

لغت نامه دهخدا

پیش فرستادن. [ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) ارسال داشتن قبل از موعد. فرستادن قبل از زمان معهود و مقرر. دلف، دلیف. ( منتهی الارب ). تسلیف. ( تاج المصادر ). تقدیم. ( منتهی الارب ). || بجلو فرستادن. بمقابله فرستادن. برابر آوردن:
که قیصر سپاهی فرستاد پیش
از آن نامداران و گردان خویش.فردوسی.برگ عیشی بگور خویش فرست
کس نیارد ز پس تو پیش فرست.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- فرستادن پیش از موعدارسال داشتن قبل از زمان معهود: تقدیم پیش فرستادن. ۲- بجلو فرستادن بمقابله اعزام داشتن: برگ عیشی بگور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پیش فرست. ( گلستان )

جمله سازی با پیش فرستادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همین زمان در شاخه تقی شهرام کلمه «رفیق» جایگزین «برادر» شده بود، و افراد اجباری در خواندن نماز نداشتند و چون گذشته افراد به کارخانه‌ها برای کارگری و تماس و سازماندهی کارگران می‌رفتند. البته برخی از آنان چون معترض جریان جدید بودند با فرستادن به کارگری دور و دورتر می‌شدند.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز