لغت نامه دهخدا
پیش تازی. ( حامص مرکب ) عمل پیش تاز.
پیش تازی. ( حامص مرکب ) عمل پیش تاز.
عمل پیش تاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تازیان بالا، روستایی در دهستان تازیان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
💡 نام ایران رفته بود از یاد، تا تازی و ترک ترکتازی را برون راندند لاشه ازکمین
💡 گرچه میگویند خلقی نام این مجنون به یار خوش بود اهلی شنیدن تازی از لفظ عرب
💡 بلندو، روستایی در دهستان تازیان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
💡 هرکس به عید خویش کند شادی / چه عبری و چه تازی و چه دهقان (فرخی یزدی)
💡 اسب تازی دو تگ رود به شتاب و اشتر آهسته میرود شب و روز