پوستکن دستی
فرهنگستان زبان و ادب
{barking iron, bark spud} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی پوست کَن به شکل ابزاری دستی با تیغه ای باریک و تیز و هلالی، برای کندن پوست بینه
ویکی واژه
نوعی پوستکَن به شکل ابزاری دستی با تیغهای باریک و تیز و هلالی، برای کندن پوست بینه.
جمله سازی با پوستکن دستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز دست کوته من هیچ خدمت برنمی آید مگر دستی به آیین دعا از دور بردارم
💡 دستی ندید عاشق مسکین بگردنی تا روزگار خاک وجودش سبو نکرد
💡 سرم خوش است برآنم که از سر مستی سری بر آورم از جیب و زاستین دستی
💡 بیندامت نیست هستی هر قدر بالد نفس موج تا باقیست دستی میزند بر سرمحیط
💡 داغ عشق تو ز اندازهٔ ما افزون است دستی از دور برین آتش سوزان داریم
💡 به ابر همت من چشم و دل نکرد وفا به باد دستی من بحر و بر چه خواهد کرد؟