فرهنگستان زبان و ادب
{barking iron, bark spud} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی پوست کَن به شکل ابزاری دستی با تیغه ای باریک و تیز و هلالی، برای کندن پوست بینه
{barking iron, bark spud} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی پوست کَن به شکل ابزاری دستی با تیغه ای باریک و تیز و هلالی، برای کندن پوست بینه
نوعی پوستکَن به شکل ابزاری دستی با تیغهای باریک و تیز و هلالی، برای کندن پوست بینه.
💡 ز دست کوته من هیچ خدمت برنمی آید مگر دستی به آیین دعا از دور بردارم
💡 دستی ندید عاشق مسکین بگردنی تا روزگار خاک وجودش سبو نکرد
💡 سرم خوش است برآنم که از سر مستی سری بر آورم از جیب و زاستین دستی
💡 بیندامت نیست هستی هر قدر بالد نفس موج تا باقیست دستی میزند بر سرمحیط
💡 داغ عشق تو ز اندازهٔ ما افزون است دستی از دور برین آتش سوزان داریم
💡 به ابر همت من چشم و دل نکرد وفا به باد دستی من بحر و بر چه خواهد کرد؟