پنجۀ فلسی

فرهنگستان زبان و ادب

{imbricate fan} [زمین شناسی] دسته ای از گسل ها که از یک گسل رانده (thrust fault ) منشعب شده و روبه بالا از هم جدا شده باشند

جمله سازی با پنجۀ فلسی

💡 تا همی پروین نماید پنجۀ سیمین سنان تا همی خورشید دارد صورت زرین مجن

💡 کنار من شود از اشک تا میان پرخون چو یادم آید از آن پنجۀ نگارینش

💡 ای خداوند، که از عدل تو و هیبت تو پنجۀ شیر کند ناخن روباه شکار

💡 چنار کرد دعا تا مگر بود سخنش از آن چو پنجۀ مردم شدست برگ چنار