لغت نامه دهخدا
پلنگ دروازه. [ پ َ ل َ دَ زَ ] ( اِخ ) نام قریه ای از دهستان یالورود ( یالرود ) نور. ( سفرنامه مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 111 ).
پلنگ دروازه. [ پ َ ل َ دَ زَ ] ( اِخ ) نام قریه ای از دهستان یالورود ( یالرود ) نور. ( سفرنامه مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 111 ).
نام قریه از دهستان یالورود نور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچه آواز و نقش آوازهست خانهشان از برون دروازهست
💡 به دروازه شهر شد با سپاه بفرمود تا بانگ زد مرد شاه
💡 گشادند دروازه پیرو جوان به بازار رفتند جویای نان
💡 کدام قافله عزم دیار حسن نمود که فتنه بر در دروازه مست می گردد
💡 چو دروازه بدید آن مرد عیّار بگفتا سخت دارد برج و دیوار
💡 شنیدم که ده داشت دروازه شهر چنین بخش کرد آن دلاور به قهر