پرگنۀ مویی

فرهنگستان زبان و ادب

{filiform colony} [زیست شناسی-میکرب شناسی] پَرگَنه ای که حاشیه های آن دارای رشته های نخ مانندی است که از مرکز به سمت بیرون رشد می کنند

جمله سازی با پرگنۀ مویی

💡 رشد مو در بز سیستانی نسبتاً زیاد است، در زیر گلو دسته مویی به‌عنوان ریش و روی پیشانی دسته مویی بنام کاکل وجود دارد.

💡 مشروطیت خیلی به جا است؛ امّا مشروطه باید قوانین و احکامش سر مویی از طریقه شرع مقدّس نبوی خارج نشود؛ پس ما را در موضوع مشروطیت ابداً حرفی نیست؛ امّا آزادی که جزو مشروطیت نیست.

💡 البته مواردی نیز گزارش شده‌اند که اختلال را به سلول‌های مویی داخلی، سیناپس بین این سلول‌ها با عصب شنوایی یا اختلال در ساقه مغز نسبت داده‌اند و به همین دلیل پیش بینی نتایج توانبخشی در چنین اختلالی مشکل است.

💡 چون صبا در زیر زلفش هرکجا کردم گذار یک جهان دل‌بسته بر هر تار مویی یافتم

💡 مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

💡 گر کم ز تار مویی از تست با تو باقی می دان که از تو تا او بسیار راه باشد