پایگیر کسی شدن

مترادف‌ها

پافشاری کردن، اصرار کردن

متضادها

رها کردن، واگذاردن، رها ساختن

لغت نامه دهخدا

پایگیر کسی شدن. [ رِ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زیان یا جنحه یا جنایتی بدو تعلق گرفتن.

فرهنگ فارسی

زیان یا جنحه یا جنایتی بدو تعلق گرفتن

جمله سازی با پایگیر کسی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز اولاد پیغمبر رهنما چه خون ها که شد پایگیر شما

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران