لغت نامه دهخدا
پادربرن. [ دِ ب ُ ] ( اِخ ) بلده ای از آلمان در ناحیه وستفالی به ساحل رود پادر دارای 32000 تن سکنه.
پادربرن. [ دِ ب ُ ] ( اِخ ) بلده ای از آلمان در ناحیه وستفالی به ساحل رود پادر دارای 32000 تن سکنه.
شهری در آلمان در ناحیه وستفالی در ساحل رود پادر دارای ۵۸٠٠٠ سکنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارینیس و داوید، دو پادری کاتولیک، کلیساهایشان را به پروتستانها فروختند و سپس در مرزهای ایران مخفی شدند..
💡 و با پادر ميانى زن بود كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى به دستور قطام، آن زن بد سيرت، دست به قتل بزرگ مرد تاريخ اميرالمؤمنين عليه السلام زد و آن جنايت بزرگ را مرتكبشد، و امت پيغمبر را بى امام و رهبر نمود.(225)
💡 اما با پادر ميانى برنابا شاگردان او را در جمع خود پذيرفتند. پولس عقايدى متفاوتبا عقايد مسيحيان زمان خود داشت.
💡 شهرهای باهیا کینو، ماگدالینا دی کینو در ایالت سونورا و اجیدو پادری کینو در باخا کالیفرنیا به افتخار وی نامگذاری شدهاند.
💡 جانوران درگیر با فرم مزمن بیماری عمدتاً تا چندین ماه بیمار بوده و پی در پی بهبودی رانشان میدهند ولی سرانجام یا از پادر آمده یا با یک بهبود ظاهری به عنوان موارد پنهان باقی میمانند.