فرهنگستان زبان و ادب
{monoclonal antibody} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] هریک از ایمونوگلوبولین هایی (imunoglobulins ) که از یاخته های یک تاگ واحد به دست می آید
{monoclonal antibody} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] هریک از ایمونوگلوبولین هایی (imunoglobulins ) که از یاخته های یک تاگ واحد به دست می آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دودمان دوستی از پرتو من روشن است میفروزد خون گرمم در ره دشمن چراغ
💡 زداغ آتشین مگذار خالی خانه دل را زعارض گر چراغ دودمان من نخواهی شد
💡 خوش با دل زار عاشقان پیچیده است آن زلف مگر ز دودمان آه است؟!
💡 آن را که کحل دیده نه از خاک پای توست آب سیه برآیدش از دودمان چشم
💡 دودمان هفتم از ۲۱۸۱ تا ۲۱۶۰ پیش از میلاد در ممفیس فرمانروایی کردند.