لغت نامه دهخدا
وکیل باشی. [ وَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) اصطلاح سابق نظام ایران که معادل آن اکنون گروهبان یکم است و سرگروهبان.
وکیل باشی. [ وَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) اصطلاح سابق نظام ایران که معادل آن اکنون گروهبان یکم است و سرگروهبان.
(صفت اسم ) نام سابق گروهبان یکم و (( سرگروهبان ) ). توضیح گروهبان یکم درج. نظامی و سر گروهبان شغل وی است.
اصطلاح سابق تراشنده که در انتخاب وکلای مجلس دستی دارد و موثر باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدقی راه نه پیموده وزبری شد و گفت تا دغلپیشه وکیلان بعری شاه زدند
💡 در این ثواب بنده را، زمرحمت دخیل کن دخیل اگر، نمی کنی بیا مرا، وکیل کن
💡 ماده ۶۸۰-تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است.
💡 در این وکیل و وزیر ای خدا اثر نکند فغان صبحدم و ناله شبانهٔ ما
💡 پس از پایان دولت بوش پدر، او به مدت ۱۴ سال یک وکیل خصوصی بود.
💡 با اینهمه حکایت مو راست وکیل بحر ایخاک بر سر من و این داستان من