ولگردی کردن

لغت نامه دهخدا

ول گردی کردن. [ وِ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول،هرزه گردی کردن. آواره بودن. بیکاربیکار راه رفتن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) هرزه گردی کردن آواره بودن.

ویکی واژه

vagabondare

جمله سازی با ولگردی کردن

💡 او برای کتاب «آن گوشه دنج سمت چپ» در سال ۱۳۸۶ برگزیده جایزهٔ ادبی روزی روزگاری و برنده جایزه منتقدین مطبوعات ایران شد. این کتاب توسط انتشارات «پونته۳۳» به زبان ایتالیایی ترجمه شده‌است. مهدی ربی برای مجموعه داستانش با نام «برو ولگردی کن رفیق» در سال ۱۳۸۸ برنده نهایی جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعات گردید.

💡 در ۱۹۴۸ روبرتو روسلینی فیلم «شیدایی» را کارگردانی کرد که بخشی از آن بر پایه داستانی از فلینی به نام معجزه بود. معجزه دربارهٔ زنی روستایی (به بازیگری آنا مانیانی) است که می‌پندارد ولگردی که او را آبستن کرده (به بازیگری فلینی)، سنت جوزف است و این سرنوشت اوست که عیسی را بزاید و به جهان آورد. معجزه از نگاه سبک‌شناختی فیلمی نئورئالیستی و ساختهٔ روسیلینی است اما در آن اثر سبک رازناک فلینی مشخص است.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز