ولک زدن

لغت نامه دهخدا

ولک زدن. [وَ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، گریه کردن شیرخوار بی حضور پرستار و مادر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

در تداول گریه کردن شیر خوار بی حضور پرستار و مادر.

جمله سازی با ولک زدن

💡 بعیّاری و مردی بود مشهور ولکین این جهان را بود مزدور

💡 ترا بخشند شه اینجا تمامت ولکین می حذر کن از ملامت

💡 ندیدی غیر این جاگه به جز خویش ولکین پردهٔ انداخته پیش

💡 برآی از خاک تا از خون برآیم ولکین بی تو هرگز چون برآیم

💡 دمادم باتو در گفت و شنیدست ولکین او بکلّی ناپدیدست