وحشت امیز

فرهنگ عمید

( وحشت آمیز ) نامطبوع، ترس آور.

فرهنگ فارسی

( وحشت آمیز ) ( صفت ) ۱ - ترس آور. ۲ - نامطبوع ناپسند.

جمله سازی با وحشت امیز

💡 می‌کند وحشت سگِ لیلی همان از سایه‌اش گر‌چه مجنون کرد رام خود پلنگ و شیر را

💡 که می‌خواهد تسلی از غبار وحشت‌آلودم که چون‌ صبح‌ این‌ کف ‌خاکستر آتش‌ زیر پا دارد

💡 رهبر مقصود بیدل وحشت ‌از خویش‌ است‌ و بس سیل چون مطلق عنان شد سیر دربا می‌کند

💡 غیر وحشت باغ امکان را نمی‌باشدگلی چرخ هم اینجا ز جیب صبح دامن چیده است

💡 سبکسیری که وحشت را شکار خویش می داند زنقش پای آهو در دهان شیر می گردد