هلال بن هلال

لغت نامه دهخدا

هلال بن هلال. [ هَِ ل ِ ن ِ هَِ ] ( اِخ ) از مترجمان و نویسندگان دوره عباسی است. ( سبک شناسی ج 1 ص 153 ).

جمله سازی با هلال بن هلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهد که بخون خوردن خلقست مدام باکش نبود نه از هلال و نه حرام

💡 روی یاران شده از شادی ماننده بدر تن خصمان شد از انده مانند هلال

💡 ای رای تو نموده شب و روز ملک دین گاه از هلال رایت و گاه از محاق چتر

💡 هلال گوشه ابرو نمود، باده بیار که همچو موج دلم می پرد برای قدح

💡 کنون به گوشه ی ابرو هلال رندان را خبر دهد که سر آمد زمان ماه صیام

💡 ای هلال رایت تو آفتاب افتخار ای زمین حضرت تو آسمان احتشام