هشت جرد

لغت نامه دهخدا

هشتجرد. [ هََ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ساوجبلاغ شهرستان کرج دارای 809 تن سکنه. آب آن از رود کردان تأمین می شود و محصول عمده اش غله، صیفی، بنشن و انگور و لبنیات است. امام زاده ای دارد که بنای آن قدیم است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده دهستان افشاریه ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران. در ۳۱ باختر کرج و کنار راه شوسه کرج به قزوین. جلگه ای هوایش معتدل ۸۵۹ تن سکنه دارد. رود کردان از آنجا می گذرد. امازده ای دارد که بنایش قدیمی است.

جمله سازی با هشت جرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دفتر علم ترا، هفت فلک یک ورق گلشن خلق ترا هشت چمن یک گیا

💡 سی هزار آلات در کارند و در هر مظهری هشت قوت اندر او بنهاده تا گویا بود

💡 برادر ورا هست هفتاد و هشت گذارد زمین زیرشان کوه و دشت

💡 هشت چرخ و هفت کوکب چار طبع و پنج حس خدمتت را بنده مطواع دل یکتا شدند

💡 ای دو عالم یک فروغ از روی تو هشت جنت خاک‌بوس کوی تو

💡 زهی جان و دلم کز هفت دوزخ یادگارستی خوشا پا تا سرت کز هشت گلشن انتخابستی

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز