هزینۀ کارکرد
مترادفها
هزینه عملیاتی، هزینه جاری
متضادها
درآمد، سود
فرهنگستان زبان و ادب
{usage charge} [مهندسی مخابرات] بخشی از هزینه ای که کاربر خدمات مخابراتی باید بپردازد و با مصرف واقعی خدمات مخابراتی متناسب است و براساس تعداد، مدت، فاصله یا زمان تماس تعیین می شود
جمله سازی با هزینۀ کارکرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این رنجِ دلْ قضای ازل قسمت تو کرد از کارکرد نَحنُ قَسَمْنا چگونهای؟
💡 منطقه گوبکلیتپه به وضوح یک محوطه آیینی بوده و کارکرد مسکونی نداشتهاست.
💡 نظارت بر محصول در حال پیادهسازی به منظور شناسایی نحوه کارکرد برنامه (محصول) در حال تولید
💡 رستن به مال نیست به علم است و کارکرد خیره محال و بیهده تا چند بر خمی؟
💡 اشرافیت ایرانی اساساً اشرافیتی مبتنی بر کارکرد (و نه تبار) آنها بود.
💡 فرو مانده زال اندر آن کارکرد ز دستان و این گنبد لاجورد
💡 شرکتها برای مدیریت بهتر بودجه خود، باید هزینۀ کارکرد دستگاههای صنعتی و ماشینآلات تولیدی را به صورت دقیق و ماهانه در جداول مالی ثبت کنند.
💡 با افزایش قیمت سوخت و قطعات یدکی، هزینۀ کارکرد ناوگان حمل و نقل برای شرکتهای لجستیکی به شدت افزایش یافته و سودآوری آنها را کاهش داده است.
💡 قبل از خرید یک خودروی جدید، حتماً باید هزینۀ کارکرد آن را از نظر مصرف سوخت و هزینههای نگهداری دورهای به دقت بررسی و محاسبه کرد.