هرزه لایی

لغت نامه دهخدا

هرزه لایی. [ هََ زَ / زِ] ( حامص مرکب ) هرزه درایی. هرزه گویی. یاوه گویی. لک درآیی. بیهوده گویی. ژاژخایی. ( یادداشت به خط مؤلف ).

جمله سازی با هرزه لایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیو (بلیزس) بویلان - مدیر کنسرت قریب‌الوقوع مالی در بلفاست. بلیزس بویلان در شهر مشهور و محبوب است علی‌رغم اینکه کمی هرزه به نظر می‌رسد، مخصوصاً نسبت به زنان. بویلان به مالی علاقه‌مند شده‌است و آن‌ها در بعد از ظهرِ داستان رابطه‌ای با هم برقرار می‌کنند.

💡 هرزه جولان بود سعی جستجوهای امید یاس گل‌کرد و سراغ مطلب نایاب داد

💡 به هرزه جان چه کَند کوهکن نمی‌داند که روزی دگران را نمی‌ توان خوردن

💡 این اصطلاح معمولاً برای توصیف سیاست معاصر در ایالات متحده و در رابطه با موضوعات همچون سقط جنین، همجنس‌گرایی، هرزه نگاری، چندفرهنگ گرایی، و دیگر تعارضات فرهنگی استفاده می‌شود که بر ارزش‌ها، اخلاق و سبک زندگی مبتنی بوده و از آن‌ها با عنوان شکاف بزرگ سیاسی یاد می‌شود.

💡 كوفه اين پرى روى هرزه گوى به افسون ابن زياد مى پردازد و حسين را به دستفراموشى سپرده است و با قهقهه مستانه اى مى گويد:

💡 به گریه چند دهم آب خار و خس چون ابر ملول گشت دل از هرزه کاری چمنم

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز