هجیر کلا
لغت نامه دهخدا
هجیرکلا. [ هََ ک َ ] ( اِخ ) یکی از دهات مازندران در حدود بارفروش و فرح آباد. ( ازمازندران و استرآباد رابینو، ترجمه فارسی ص 160 ).
فرهنگ فارسی
یکی از دهات مازندران در حدود بار فروش و فرح آباد
جمله سازی با هجیر کلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بپرسید چون دید روی هجیر که ای پهلوانزادهٔ شیرگیر
💡 پس آن نامهٔ شاه، فرخ هجیر بیاورد و بنهاد پیش دبیر
💡 برده ثقل آهن و تاب هجیر صبرم از پا، دستگیرا دستگیر
💡 ازان پس هجیر سپهبدش گفت که از تو سخن را چه باید نهفت
💡 بپرسید بسیار و بنشاندش هزاران هجیر آفرین خواندش