هاله بستن

لغت نامه دهخدا

هاله بستن. [ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به وجود آوردن هاله بر گرد چیزی:
تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است.صائب ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) هاله افتادن: (( تاخط بدورماه رخت هاله بسته است ازهاله مه بحلق. ماتم نشسته است. ) ) ( صائب )

جمله سازی با هاله بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سالها گذشت، و موسى (عليهالسلام ) در ميان هاله اى از لطف و محبت خداوند و محيطى امن وامان پرورش يافت، كمكم به صورت نوجوانى درآمد.

💡 كان على - عليه السلام - اذا هاله شى ء فزع الى الصلاة، ثم تلى هذه الاية:واستعينوا بالصبر و الصلاة

💡 وی تا سال ۱۹۴۵ در لهستان خدمت کرد و در سال ۱۹۴۴ به درجه اس‌اس-بریگادفورر و ژنرالی ارتقا یافت. در جریان حمله شوروی به آلمان بازگشت و در شهر هاله در جریان حمله متفقین به غرب آلمان کشته شد.

💡 چو ماه یک‌شبه زرد و ضعیف در نظر آید چو هاله هرکه تو را تنگ در کنار ندارد

💡 ماه بر گردن نهاد از هاله طوق بندگی سرو موزون تو تا از گلشن ایجاد خاست

💡 بگردون سیل اشکم می رسد هاله مبند ای مه که کس در رهگذار سیل خونی خانه کم گیرد