لغت نامه دهخدا
نیک فهم. [ ف َ ] ( ص مرکب ) فهیم. بافهم. خوش فهم.
نیک فهم. [ ف َ ] ( ص مرکب ) فهیم. بافهم. خوش فهم.
فهیم. بافهم. خوش فهم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به من به چشم بدی می نگرد که من در خود چو نیک می نگرم بد ترین اشرارم
💡 گفتم: نیکی کردن به یا از بدی دور بودن؟ گفت: از بدی دور بودن سر همۀ نیکوئیهاست.
💡 به نیک و بد ز دل و چشم من جدا نشود چگونه باشد چشم و دل اندر آتش و آب
💡 سنت سر، روستایی از توابع بخش بنت شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 « گر تو بدانی که بد چگونه قبیح است هیچ نیاید ز تو که نیک نباشد»
💡 ذال شهر، روستایی از توابع بخش بنت شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.