نیایش امام حسین در بامداد عاشورا

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سپیده دم عاشورا امام حسین (علیه السلام) با اصحابش نماز صبح را خواند و دست مبارکش را بسوی آسمان برداشت و با خداوند به راز و نیاز پرداخت.
از علی بن حسین روایت شده است که فرمود: در بامداد عاشورا، بعد از آنکه لشکر دشمن رو به امام حسین آورد، حضرت دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد، و عرضه داشت «خداوندا، تو تکیه گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه گاه و مایه پشت گرمی منی، چه بسا غم های گرانی که دل در آن سیست می گردد و چاره از کف می رود، دوست دست از یاری برمی دارد و دشمن نکوهشی می کند، و من آن را به پیشگاه تو آوردم و از آن به تو شکوه کردم و فقط به سوی تو رو کردم و نه دیگران، و چاره اش را از غیر تو نجستم؛ پس تو مرا گشایش دادی و آن غم ها را زدودی. خداوندا، تو ولی هر نعمت و صاحب هر نیکی و غایت هر خواسته ای (اللَّهُمَّ انت ثقتی فِی کل کرب، ورجائی فِی کل شدة، وانت لی فِی کل امر نزل بی ثقة وعدة، کم من هم یضعف فِیهِ الفؤاد، وتقل فِیهِ الحیلة، ویخذل فِیهِ الصدیق، ویشمت فِیهِ العدو، انزلته بک، وشکوته الیک، رغبة منی الیک عمن سواک، ففرجته وکشفته، فانت ولی کل نعمة، وصاحب کل حسنة، ومنتهی کل رغبة)» ابن عساکر این مناجات را با اندک تفاوتی در ترجمة الحسین آورده است.
روایت امام صادق
ابن قولویه قمی در کامل الزیارات با سلسلهٔ سند خود از حسین بن ابی العلاء از امام صادق نقل می کند که امام حسین در روزی که به شهادت رسید، به یارانش چنین فرمود: گواهی می دهم که اجازهٔ کشته شدن شما صادر شده است؛ پس تقوای الهی رعایت و صبر پیشه کنید (عن ابی عبدالله قال: ان الحسین بن علی و قال لاصحابه یوم اصیبوا: اشهد انه قد اذن فی قتلکم قاتقوالله و اصبروا.).

جمله سازی با نیایش امام حسین در بامداد عاشورا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزرگمهر گفت: از هر چيز خوبيش را فرا گرفتم. حتى از سگ پاسداريش را و از خوك، صبح خيزيش را كه بامدادان به قصد كار خويش، آماده مى شود.

💡 رسید وقت که هر روز بامداد پگه خوریم باده و بر روی گل کنیم نگه

💡 بر اثر تكرار اين كلمات، ابن زياد متوجه هانى گشته گفت: او را چه مى شود، فكرمى كنيد هذيان مى گويد؟ و هانى جواب داد: آرى، اوقيل از بامداد تا كندن همچنان دچار هذيان شده است (217).

💡 دو بامداد اگر آید کسی به خدمت شاه سیم، هر آینه در وی کند به لطف نگاه

💡 جعفر همچنان تا بامداد، سرمست عيش و خوشگذرانى بود، تا فرداى آن روز به حضورخليفه رفت.

💡 هرکه خیزد بامداد از خواب و نبود در سرش جز خیال خورد ازو آیین بیداری مجوی