لغت نامه دهخدا
نگارپذیر. [ ن ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نقش پذیر. ( یادداشت مؤلف ).
نگارپذیر. [ ن ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نقش پذیر. ( یادداشت مؤلف ).
نقش پذیر
💡 گویند چشم روشنی هم غزالها هر جا که آن نگار به عزم شکار شد
💡 صورت نگار اشیا بیننده رخت را نامش در آفرینش صاحب نظر نوشته
💡 ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار بشارتیست ز عمر عزیز روی نگار
💡 بدو گفت ای نگارین زود برخیز ببود آن بد کزو کردیم پرهیز
💡 حیران چرا شدی به نگار اندر؟ زین پس نگر که چیز بننگاری