لغت نامه دهخدا
نواگر شدن. [ ن َ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نغمه سرائی کردن. نوازندگی کردن:
نواگر شدند آن پریچهرگان
نوآیین بود مهر در مهرگان.نظامی.
نواگر شدن. [ ن َ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نغمه سرائی کردن. نوازندگی کردن:
نواگر شدند آن پریچهرگان
نوآیین بود مهر در مهرگان.نظامی.
نغمه سرائی کردن. نوازندگی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کر نواگر شوم و گر خاموش خم دل، دارد از شرابت جوش
💡 بهجایی رساند آن نواگر نواخت که دانا بدو عیب و علت شناخت
💡 نواگر بتان بر گرفته سرود زده چنگ در زهره آواز رود
💡 وقتست که در روی در آید کرهٔ خاک چون شاخگل از نغمهٔ مرغان نواگر
💡 به باغ اندر ندیدند ایچ جانور مگر بر شاخ مرغان نواگر
💡 ای چنگیِ نواگر برگوی این غزل را بهر صبوح عیدی در بزم شاهزاده