لغت نامه دهخدا
نهان روشی. [ ن ِ /ن َ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) اختفاء. ( یادداشت مؤلف ).
نهان روشی. [ ن ِ /ن َ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) اختفاء. ( یادداشت مؤلف ).
اختفائ
💡 ازین گلشن جنون حیرتی گل کردهام بیدل نهان چون بوی گل در رشتهٔ چاک گریبانی
💡 (همان ) كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند و همانانى كه از قيامت در هراسند.
💡 و ما در ميان همه خلق وسيله امن هستيم و اين حقيقت را در ميان مردم گاهى نهان داريم و گاهىعيان.
💡 پردهٔ حیرت جهان را چشمبندی کرده است از که میداری نهان یارب جمالِ خویش را
💡 در شب زلفت نهان کن آن رخ چون روز را کآب روی مهر و مه زآن روی روشن میبری
💡 گهی گیرد به تحریک رقیبان دامنش ورنه نهانی هست با مشتاق ربطی آن سگِ کو را