لغت نامه دهخدا
نرم خرام. [ ن َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( نف مرکب / ص مرکب ) خوش روش. که نرم وهموار خرامد. که رفتار و خرامی خوش و مطبوع دارد.
نرم خرام. [ ن َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( نف مرکب / ص مرکب ) خوش روش. که نرم وهموار خرامد. که رفتار و خرامی خوش و مطبوع دارد.
خوش روش که رفتار و خرامی خوش و مطبوع دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بر آیی بر سپهر و یا خرامی بر زمین آفتاب کشورت خوانند و شاه لشکرت
💡 هر سو که با هزار کرشمه خرام تست صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست
💡 از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام چون بی نشان شدی ز خود آن دم نشان بجو
💡 سرسری چون آب ازین بستانسرا نتوان گذشت پای در دامن کش آن سرو خرامان را ببین
💡 برون خرام به گلگشت لالهزار امروز که لالهزار پر از سرو گلعذار آمد
💡 این سرو خرامان ز گلستان که برخاست وین ترک پریوش ز شبستان که برخاست