نخوت کیش

لغت نامه دهخدا

نخوت کیش. [ ن َخ ْ / ن ِخ ْ وَ ] ( ص مرکب ) نخوت پیشه. نخوت فروش. ( ناظم الاطباء ). متکبر. مغرور.

فرهنگ فارسی

نخوت پیشه نخوت فروش

جمله سازی با نخوت کیش

💡 گردنکشی مکن که ضعیفان به آه سرد دیهیم نخوت از سر قیصر گرفته اند

💡 سرو صائب از هجومِ قمریان بالَد به خویش از مریدان بادِ نخوت می‌فزاید پیر را

💡 نه سماع است نه بازی که کمندی است الهی منگر سست به نخوت تو در این بیت و ترانه

💡 حكيمى گفت: اگر سه چيز نمى بود، آدمى سر به هيچ چيز فرود نمى آورد: بينوايى وبيمارى و مرگ. يا اينهمه، از جست و خيز و نخوت، باز نمى ايستد.

💡 اين طور نيست كه شيطان از عمل خلاف خود حقيقتاخوشحال باشد بلكه ناراحت هم است. گاهى اوقات پيش پيامبران الهى آمده و درخواستتوبه و عفو نموده است. باز هم كبر و نخوت، غرور و بد ذاتى ديرينش مانع از توبهاو شده و باز به حال قبل باقى مانده است.

💡 مباش در پی نخوت، نگاه کن که چه دید چو از غرور، کله گوشه را حباب شکست