نامی بدایونی
لغت نامه دهخدا
نامی بدایونی. [ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) عبدالغنی بدایونی، متخلص به نامی. از پارسی گویان قرن سیزدهم هندوستان است و به روایت مؤلف صبح گلشن در جبل پورهند به خدمت انگلیسان مشغول بوده است. او راست:
مرا بر سینه صد داغ است و باور نیست جانان را
مسلمانان از این غم چاک خواهم زد گریبان را.
در تاب اگر شود سر زلفت ز آه ما
نبود عجب ز طالع بخت سیاه ما.
رجوع به قاموس الاعلام ج 6و تذکره صبح گلشن ص 501 شود.
جمله سازی با نامی بدایونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدایونی قصاید متکلف و مصنوع دارد که اکثر آن در ستایش خدا و پیغمبر گفته شدهاست. برای نمونه چند بیت از قصیدهای را که در مدح بهاءالدین حسن - یکی از امرای دربار سلطان رکن الدین - سروده نقل میکنیم. در این قصیده «الف» نیامدهاست.