نازنینی سبزواری

لغت نامه دهخدا

نازنینی سبزواری. [ زَ ی ِ س َ ] ( اِخ ) از شاعران قرن نهم است. امیرعلیشیر نوائی آرد: «طبعی خوب و دلپذیر داشته و مقبول اکابر و اصاغر بوده ولیکن عامی بوده و شعرش خالی از چاشنی خوب نبوده و غزل بیشتر می گفته و اصل او از سبزوار است به امیر شاهی مصاحبت می نموده، این مطلع از اوست:
صنوبر تا ز خدمتکاری سروت جدا مانده
شده دیوانه ژولیده مو سر در هوا مانده.
( از مجالس النفائس ترجمه حکیم شاه محمد قزوینی ص 213 ).

فرهنگ فارسی

از شاعران قرن نهم است.

جمله سازی با نازنینی سبزواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرست نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم

💡 نازنینی که کنون خاسته از مسند ناز کی بود طاقت رنج ره و تاب سفرش

💡 نیاز می‌کشدم در گذرکه صنمی که زیر هر قدمش جان نازنینی هست

💡 نازنینی تو ولی ناز ز اندازه مبر تا دلم ناز رخ و زلف پریش تو کشد

💡 گرد از رخ نازنین به آزرم فشان کآن هم رخ خوب نازنینی بوده‌ست