لغت نامه دهخدا
نادم هروی. [ دِ م ِ هََ رَ ] ( اِخ ) از شاعران هرات است. مؤلف تذکره حسینی این بیت را از او نقل کرده است:
در خانقاه وحدت دیگر مخالفت نیست
چون تار سبحه یک حرف از صد دهن برآئیم.
رجوع به تذکره حسینی ص 356 شود.
نادم هروی. [ دِ م ِ هََ رَ ] ( اِخ ) از شاعران هرات است. مؤلف تذکره حسینی این بیت را از او نقل کرده است:
در خانقاه وحدت دیگر مخالفت نیست
چون تار سبحه یک حرف از صد دهن برآئیم.
رجوع به تذکره حسینی ص 356 شود.
از شاعران هرات است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما به هر حال سرانجام از كرده خود نادم و پشيمان شد همانطور كه قرآن مى گويد:(فاصبح من النادمين ).
💡 تا آنگاه كه وقت مرگ هر يكشان فرا رسد در آنحال آگاه و نادم شده گويد بارالها مرا به دنيا بازگردان (99).
💡 مطالعه تاريخ جنگ جمل مى نماياند كه اصلى ترين محرك اصحاب جملا قدرت طلبى وانگيزه هاى قومى بوده است بويژه در مورد شركت زبير در اين جنگ مورخان ياد آور شدهاند كه او نخست از شركت در اين جنگ نادم شده بازگشت ولى فرزندش عبدالله او را بهجنگيدن تحريك كرد. (323)
💡 هـان اى كـسـانـى كـه ايمان آورده ايد اگر فاسقى خبرى برايتان آورد تحقيق كنيد تا مبادانـدانـسـتـه به قومى بى گناه حمله كنيد و بعدا كه اطلاع يافتيد از كرده خود نادم شويد(6).
💡 اگر روزى به قطع ارتباط با برادر و دوست خود تصميم گرفتى يكعمل زيبا و دلگرم كننده از خود بيادگار بگذار چه اگر بعد از مدتى نادم و پيشانىگشتى و به ايجاد رابطه مجدد علاقمند شدى بتوانى دوباره علاقه دوستى را زنده كنى،
💡 از صحن آن مقام بيرون رفتم و در صحرا نظر كردم، كسى را نديدم. بسيار نادم وپشيمان گرديدم كه: (چرا من آن حضرت را نشناختم.) صاحب حجره رفيق من آمد و ازحال من سؤ ال كرد و متحيّر گرديد. من او را خبر دادم به آنچه گذشت. او نيز بسيار متحسّرشد كه ملاقات آن بزرگوار، او را ميسّر نشد.