نادر اکبرابادی

لغت نامه دهخدا

( نادر اکبرآبادی ) نادر اکبرآبادی. [ دِ رِ اَ ب َ ] ( اِخ ) مؤلف تذکره صبح گلشن اسم او را نادر حسن اکبرآبادی نوشته و این دو بیت را از او نقل کرده است:
بسته ٔزنار خوبان را به ایمان کار نیست
حلقه زلف پریرویان کم از زنار نیست
هر که شد مقتول ابرویت حیات خضر یافت
آب حیوان کشته تیغ ترا در کار نیست.

فرهنگ فارسی

( نادر اکبر آبادی ) مولف تذکره صبح گلشن اسم او را نادر حسن اکبر آبادی نوشته.

جمله سازی با نادر اکبرابادی

💡 نادر دوران شه گیتی‌ستان کاورده است در کمند حکمش ایزد گردن گردن کشان

💡 خاموش کن گر بلبلی رو سوی گلشن بازپر بلبل به خارستان رود اما به نادر گه‌گهی

💡 نادر آنست که کس زنده رود از میدان گر جهان کشته آن دست شود نادر نیست

💡 مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا زانک هست از گوش کر این بانگ سرنا دور دور

💡 تا همی‌خندی، همی‌گریی و این بس نادر است هم تو معشوقی و عاشق، هم بتی و هم شمن

تیردان یعنی چه؟
تیردان یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز