میدان ازمون
مترادفها
میدان آزمایش
فرهنگستان زبان و ادب
میدان آزمون
{proving ground, testing ground} [مهندسی بسپار- تایر] مکانی که در آن تجهیزات یا قطعه ای از تجهیزات، مانند تایر، یا نظریه ای آزموده می شود
جمله سازی با میدان ازمون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جز سر مردان نگنجد در گریبان خمول تنگنای جیب میدان جهاد اکبرست
💡 دل مرد میدان نهانی بجوی که باشد که در پایت افتد چو گوی
💡 هرکه بر دین شه مردان برفت از جهان میدان که با ایمان برفت
💡 در مباحث آمار و احتمال، تعریف دقیق میدان آزمون برای تحلیل دادهها و انجام تستهای فرضیه بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.
💡 محققان برای بررسی دقیق رفتار ذرات در شرایط مختلف، یک میدان آزمون کنترلشده در آزمایشگاه طراحی کردند تا نتایج کاملاً معتبر باشند.
💡 گسترش دامنه میدان آزمون در تحقیقات علمی میتواند منجر به کشف الگوهای جدیدی شود که پیش از این نادیده گرفته شده بودند.