لغت نامه دهخدا
منگنه دار. [ م َ گ َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنچه منگنه دارد.
منگنه دار. [ م َ گ َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنچه منگنه دارد.
آنچه منگنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دستگاه از روی کارتهای چوبی منگنهای که در یک ردیف طولانی به وسیله یک طناب به هم کمک میکردند میخواند.
💡 منگنهکِش دستگاهیاست که برداشتن منگنه را از یک جسم بدون آسیبزدن امکانپذیر میکند.
💡 برای دفترهای نازکتر مانند ۶۴ برگ و کمتر از آن استفاده میشود. منگنه در وسط کاغذها قرار میگیرد و سپس همه ورقها تا میشوند تا به شکل دفتر دربیاید. برخی از دفترها بر بالای خود، در جایی که تا میشوند یا نیاز به برداشتن کاغذ هست منگنه دارند. برای دفترهای کوچک و جیبی به منگنهای بودن آن دقت کنید.