مندوب سامی

لغت نامه دهخدا

مندوب سامی. [ م َ ب ِ ] ( اِخ ) لقب نماینده انگلیس به عراق. لقبی است که مردم بین النهرین به حاکم انگلیسی در عراق می دادند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

لقب نماینده انگلیس به عراق. لقبی است که مردم بین النهرین به حاکم انگلیسی در عراق می دادند.

جمله سازی با مندوب سامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرآن كريم عهده دار تبيين خطوط كلى معارف و احكام دين است و تبيين حدود و جزئيات وشيوه اجراى آن بر عهده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و عترت طاهرين (عليهمالسلام ) است؛ مانند اين كه اصل وجوب اقامه نماز در قرآن كريم آمده است:(اءقيمواالصلوة ) و احكام جزئى و نحوه اجراى آن را كه تقريبامشتمل بر حدود چهار هزار حكم فقهى واجب و مندوب است،معصومين (عليهم السلام ) بيانكرده اند.

💡 تذكّر:1- عالم موظّف است كه عيبناك نگردد و هر عيبى را در پرتو علم تصحيح كند؛ چنانكه مالك ماءمور است كه عيب مالى را با انفاق واجب و مندوب برطرف كند.

💡 رئیس راسوها (با صدای احمد مندوب هاشمی)

💡 در هر حال، آيا راهى وجود دارد كه انسان بتواند به سبب آن ترك دنيا نكند و با اينحال از سخط و خشم خدا ماءمون و به رضاى خدا مطمئن باشد، و نتيجه ى كار راهبان تاركدنيا، يعنى (ابتغاء رضون الله )(728)را حايز گردد؟ يعنى نظير كسانى باشد كهرهبانيت ندارند و در اجتماع هستند و فقط مندوبات و مستحبات عادى را انجام مى دهند، ولىنتيجه ى كارهاى طولانى و دشوار آن ها را حايزاند؟

💡 زهرا آقارضا (زادهٔ ۱۳۲۵) که پس از ازدواج با احمد مندوب هاشمی، با نام پری هاشمی هم شناخته می‌شود از دوبلورهای ایرانی است.