مناهل علوم اهل البیت

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] مناهل علوم أهل البیت تألیف سعید ابومعاش ازجمله آثار عربی در دفاع از تشیع و مکتب اهل بیت(ع) است. در این اثر با استناد به روایات مذکور در منابع اهل سنت سرچشمه رسول الله(ص) و امام علی و اهل بیت(ع) یکی دانسته شده است.
این اثر در دو جزء تدوین شده است. دو مقدمه در جزء اول و مقدمه مختصری در جزء دوم آغازگر مباحث است. نویسنده احادیث را به صورت موضوعی دسته بندی کرده و برای هرکدام عناوینی مناسب اختیار نموده است. ایشان ذیل هرکدام از عناوین، حدیث یا احادیثی به همراه منابع آن آورده است.
نویسنده در مقدمه اول کتاب، احادیث شریف نبوی نزد شیعه و سنی در موضوع علم امیرالمؤمنین(ع) را پنج بخش دانسته است: روایات پیامبر(ص) که با سندهای معتبر درباره علی(ع) ذکر شده است؛ خطبه ها و روایات امیرالمؤمنین علی(ع)؛ اقوال صحابه و تابعین درباره علم علی(ع)؛ آنچه علی(ع) در قضاوت ها و نوادر احکام و قضایای مختلف به آن مشهور است؛ علوم غیبی که رسول الله(ص) از جبرئیل از خداوند متعال درباره حوادث مشهور آینده خبر داده است.
در مقدمه دوم کتاب، به نقل از کتاب الغدیر علامه امینی، بیش از بیست روایت که رسول الله(ص) در فضائل امیرالمؤمنین(ع) فرموده اند مانند حدیث ثقلین و منزلت، ذکر شده است.
در روایتی از پیامبر خدا(ص) چنین روایت شده است که اگر درختان (باغ ها) قلم، دریاها جوهر و جن و انس نویسنده (جنیان حسابگر و همه انسان ها نویسنده) شوند نمی توانند فضائل علی بن ابی طالب(ع) را بنویسند. این روایت را اخطب خوارزم (متوفی 568ق) در المناقب، قندوزی در ینابیع الموده، علی بن شهاب الدین همدانی در مودةالقربی نقل کرده اند. جالب آن که همدانی و قندوزی عمر بن خطاب را ازجمله روات خبر دانسته اند.
حدیث اشباه (شباهت علی(ع) به انبیا) دومین روایتی است که به آن پرداخته شده است. احمد بن حنبل امام حنابله از احمد بن عبدالرزاق از رسول خدا(ص) نقل کرده است: «هر کس بخواهد آدم را در علمش، و نوح را در فهمش، و ابراهیم را در اخلاقش و موسی را در مناجاتش، عیسی را در سنتش، و محمد را در تمامیت و کمالش ببیند، باید به این مردی که می آید بنگرد. مردم همه گردن کشیدند ناگاه چنان با علی بن ابیطالب مواجه شدند، که گویا او از زمین کنده شده و از کوه سر برآورده است».

جمله سازی با مناهل علوم اهل البیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لينتهين اقوام لايشهدون الصلاة او لامرن مؤ ذنا يوذن ثم يقيم ثم امر رجلا مناهل بيتى و هو على - عليه السلام - فيحرقن على اقوام بيوتهم بحزم الحطب لانهملاياتون الصلاة؛

💡 امّا گريه من براى خودم اين است كه: تو من را به يك رتبه شريف نسبت دادى كه مناهل آن نيستم (1055) و شايد گريه براى قاضى به اين خاطر بود كه چرا او شيعه ويا به قول خودش رافضى نيست.

💡 ((اين المانع للذمار، و الغائر عند نزول الحقايق مناهل الحفاظ؟! العارورا كم و الجنه امامكم )) (174)

💡 قال على عليه السلام: فى صفة الزهاد كانوا قوما مناهل الدنيا و ليسوا من اهلها فكانوا فيها كمن ليس منها... يروناهل الدنيا يعظّمون موت اجسادهم و هم اشدّ اعظاما لموت قلوب احبّائهم.بحار / 64 /320

💡 اما من يسجد من اهل السموات طوعا فالملائكة يسجدون لله طوعا و من يسجد مناهل الارض فمن ولد فى الاسلام فهو يسجد له طوعا امام من يسجد له كرها فمن جبرعلىالاسلام، و اما من لم يسجد فظله يسجد بالغداة و العشى

💡 كلمه (ان ) در اين آيه نافيه و به معناى (نيست ) است و در جمله (مناهل الكتاب ) مبتداء حذف شده، تقدير آن (احد مناهل الكتاب ) است و ضمير در كلمه: (به ) و در كلمه (يكون ) به عيسى (عليهالسلام ) بر مى گردد و اما ضمير در (قبل موته ) مورد اختلاف واقع شده كه مرجع آنكجا است 0