مملکت فروزی

لغت نامه دهخدا

مملکت فروزی. [ م َ ل َ / ل ِ ک َف ُ ] ( حامص مرکب ) کشورداری. کشورآرایی:
دادم از مملکت فروزی خویش
هر کسی را برات روزی خویش.نظامی.

فرهنگ فارسی

کشور داری و کشور آرایی.

جمله سازی با مملکت فروزی

💡 روضه فردوس بایدت که ببینی؟ مملکت شاه بین که راست چنانست

💡 در آن رخنه منگر که از پیچ و تاب شد از مملکت دور اکنون خراب

💡 ز جرمم در این مملکت جاه نیست ولیکن به ملکِ دگر راه نیست

💡 معمورتر از مملکت عشق ندیدم با آن که در او خانه ی آباد نباشد

💡 فسحت مملکت وکامرواییو خدم رونق سلطنت و جاه و جوانی و جمال

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز