مملکت فروزی
مترادفها
وطنفروشی
لغت نامه دهخدا
مملکت فروزی. [ م َ ل َ / ل ِ ک َف ُ ] ( حامص مرکب ) کشورداری. کشورآرایی:
دادم از مملکت فروزی خویش
هر کسی را برات روزی خویش.نظامی.
فرهنگ فارسی
کشور داری و کشور آرایی.
جمله سازی با مملکت فروزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روضه فردوس بایدت که ببینی؟ مملکت شاه بین که راست چنانست
💡 در آن رخنه منگر که از پیچ و تاب شد از مملکت دور اکنون خراب
💡 ز جرمم در این مملکت جاه نیست ولیکن به ملکِ دگر راه نیست
💡 معمورتر از مملکت عشق ندیدم با آن که در او خانه ی آباد نباشد
💡 فسحت مملکت وکامرواییو خدم رونق سلطنت و جاه و جوانی و جمال
💡 اگر کسی با فروش اطلاعات حساس به دشمنان، مرتکب مملکت فروزی شود، قطعاً با سختترین مجازاتهای قانونی در دادگاههای نظامی مواجه خواهد شد.
💡 او با تصمیمات اشتباه و بیملاحظه خود، گویی در حال مملکت فروزی بود و تمام منافع ملی را فدای منافع شخصی خود میکرد.
💡 تاریخ هیچگاه از کسانی که با خیانت و مملکت فروزی، امنیت و آرامش ملت خود را به خطر انداختند، چشمپوشی نخواهد کرد.