فرهنگ معین
( ~. طَ عَ ) [ ع. ] (ص مر. )زیبارو، به غایت زیبا.
( ~. طَ عَ ) [ ع. ] (ص مر. )زیبارو، به غایت زیبا.
زیبارو، به غایت زیبا.
💡 در هر رنگی دیده میشود اما لکههای سفید در این نژاد مقبول نیست.
💡 هيچ عبادتى نيست كه مقبول درگاه خدا و موجب رضاى او باشد مگر اينكه راه ورود آنفروتنى است ).
💡 ثواب سجدهٔ مقبول می برد با خویش بمالد آنکه ز شرم گنه، به خاک، جبین
💡 ننالم گر به خفت راندی از بزمم از این نالم که مقبول تو اغیار و من بدبخت مردودم
💡 پس از مرگ مقبول فدا حسین بسیاری از چهرههای شاخص هنری و سیاسی از جمله رئیسجمهور و نخستوزیر هند مرگ او را «ضایعهٔ اسفناک ملی» خواندند.
💡 در هر آن کاری که رویت با خداست حق همی فرماید آن مقبول ماست