مغالبت کردن

مترادف‌ها

غلبه کردن، چیره شدن، پیروز شدن

لغت نامه دهخدا

مغالبت کردن. [ م ُ ل َ / ل ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیره شدن. غلبه کردن: با قضا مغالبت نتوانست کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 191 ).

جمله سازی با مغالبت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون لشكر از كار جناب امام حسين عليه السّلام پرداختند آهنگ خِيام مقدسه و سَرادقاهل بيت عصمت نمودند و در رفتن از هم سبقت مى كردند، چون به خِيام محترم رسيدندمشغول به تاراج و يغما شدند و آنچه اسباب واثقال بود غارت كردند و جامه ها را به منازعت و مغالبت ربودند و از وَرِس و حُلّى وحُلَل چيزى به جاى نگذاشتند و اسب و شتر و مواشى آنچه ديدار شد ببردند، وتفصيل اين واقعه شايسته ذكر نباشد.

💡 در مباحث حقوقی و قضایی، تلاش برای مغالبت کردن بر استدلال‌های طرف مقابل، یکی از مهارت‌های اصلی و ضروری برای وکلا در دادگاه است.

💡 برخی سیاستمداران در مذاکرات بین‌المللی همواره سعی می‌کنند با استفاده از تاکتیک‌های مختلف، برای مغالبت کردن بر خواسته‌های کشورهای رقیب تلاش کنند.

💡 در رقابت‌های ورزشی سطح بالا، ورزشکاران باید تمام توان خود را به کار بگیرند تا بتوانند برای مغالبت کردن بر حریفان خود تلاش نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران