مظفربیک رنگرز
لغت نامه دهخدا
مظفربیک رنگرز. [ م ُ ظَف ْ ف َ ب ِ ک ِ رَ رَ ] ( اِخ ) از اهالی کرمان و شخص کاسب و مهربان است. شاعر بسیار پخته ای است و این رباعی او شهرت فراوان دارد:
افسوس که همدمان مونس رفتند
یاران موافق مهندس رفتند
آنها که به هم نشسته بودیم مدام
هر یک به بهانه ای ز مجلس رفتند.
( از مجمع الخواص ص 301 و آتشکده آذر چ سید جعفر شهیدی ص 124 ).
فرهنگ فارسی
از اهالی کرمان و شخص کاسب و مهربان است
جمله سازی با مظفربیک رنگرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنها پشم برخی از نژادها مانند گوسفندان سیستانی بهطور کامل سفید و براق هستندکه بعد از رنگرزی شفافیت و جلوهٔ خاصی پیدا میکنند.قطر پشمهای مناسب برای قالی بافی درحدود۳۰تا۴۰میکرون است.
💡 بماند رنگش چون داغ گاز ران بر من مگر مرا ز خم رنگرز برون آورد
💡 آن رنگرز حسام تو آمد که می کند از خون بدسگالان جهان در جهان بنفش
💡 گوئی که رنگرز شده اند این دو چشم من هردم کنند رنگ بخون جگر مژه
💡 بر دل من نشان غم ماند چو داغ گاز ران تا تو ز نیل رنگرز بر گل تر نشان گری