محمودخان ثانی

لغت نامه دهخدا

محمودخان ثانی. [ م َ ن ِ ]( اِخ ) ششمین از امرای ایلک خانیه ترکستان غربی ( 488 - 490 یا 495 ). ( ترجمه طبقات سلاطین اسلام ص 122 ).

جمله سازی با محمودخان ثانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نوشته یحیی دولت‌آبادی، سیدضیاءالدین طباطبایی و کمیته زرگنده بخش ایرانی اجرای کودتا بودند و محمودخان مدیرالملک، مسعودخان سرهنگ، منوچهرخان طبیب و میرزا کریم خان گیلانی را از اعضای آن معرفی می‌کند. «...کمیته زرگنده مرکز سیاست انگلیس است در تهران در قسمتی که باید به دست ایرانیان انجام بگیرد.»

💡 زرَینه تاج معروف به طاهره قرةالعین از مبلَغان مذهب باب که در تهران و خانهٔ محمودخان کلانتر حبس شده بود، به دستور عزیزخان و غلام او کشته شد. منابع بهائی این غلام را «سیاه خونخوار» یاد کرده‌اند.

💡 این روستا توسط اقوام هاشمی، محمودخانی و... بنیان نهاده شد،این خانواده ها شروع به دامپروری و کشاورزی در این منطقه نمودند و سپس با گسترش این امر باغداری را هم

💡 پس از فوت میرزا ابوالحسن حکیم‌باشی، مظفرالدین میرزا، محمودخان بروجردی را در سال ۱۲۶۴ ه‍.خ جزء اطبای خود قرار داد و در ۱۲۶۵ ه‍.خ ملقب به مشیرالحکما کرد.

💡 از یادداشت‌های روزانهٔ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه برمی‌آید که محمودخان بروجردی حکیم‌الملک مستقیم یا غیرمستقیم از ژان باتیست فوریه پزشک فرانسوی ناصرالدین شاه، نیز آموخته‌هایی به دست آورده‌است.

💡 محمودخان بروجردی، لقب حکیم‌الملکی را در سال ۱۲۷۵ ه‍. خ؛ و بعد از جلوس مظفرالدین شاه قاجار، دریافت و به ریاست کل اطبای دربار (رئیس‌الاطباء) منصوب شد.