مجلس اشو

لغت نامه دهخدا

( مجلس آشو ) مجلس آشو. [ م َ ل ِ ] ( نف مرکب ) مجلس آشوب. مجلس آشوبنده. آن که مجلس را بیاشوبد:
ز باغ عافیت بویی ندارم
که دل گم گشت و دلجویی ندارم
نسازم مجلسی کز سایه خویش
همانا مجلس آشویی ندارم.خاقانی.

جمله سازی با مجلس اشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بکار جود رغیت و بشغل حرب حریص میان مجلس ساکن میان صف صبور

💡 نظام بزم طرب از می است، مجلس ما چو می نگیرد بی می نظام، باده بیار

💡 ز مجلس تو گر ابرام دور داشته‌ام نه از فراغت من بود بل ز بیم ملال

💡 ابى اراكه از مجلس زياد بيرون آمد هنگامى كه وارد خانه اش شد،

💡 راح و ریحان که مجلس آراید نوش و نقلی که بزم را شاید

💡 جز مجلس ملی نزند بیخ ستبداد افریشتگان قهر کنند اهریمن را

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز