مای مرز

لغت نامه دهخدا

مای مرز. [ م َ ] ( اِ ) درختچه ای است که در ارتفاعات جنگلهای کرانه دریای مازندران می روید. آن را در رامیان «مای مرز» و در نور «کجور دیس » می خوانند. دانه آن به نام ابهل... معروف می باشد و در پزشکی برای سقط جنین مصرف می شود. ( جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 253-254 ). درختچه ای است و در بین ارتفاعات 1800 و 2500گزی درشمال ایران وجود دارد. ( گااوبا، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). گونه ای از سرو کوهی و میوه آن ابهل است وجنین را ساقط کند. ابهل. صفینه. ( یادداشت ایضاً ).

دانشنامه آزاد فارسی

مای مَرْز (savin)
درخت یا بوتۀ کوچک Juniperus sabina، از تیرۀ سرو، با برگ های فلس مانند و میوه های سبز روشن. گاهی آن را به سبب برگ های نورس و سرشاخه اش می کارند. در پزشکی به منزلۀ داروی مُدر استفاده می شود.

جمله سازی با مای مرز

💡 پریده زآشیان مایی جویندهٔ آشیان ما باش

💡 مخموری ما ز مستی مستی اوست بی مایی ما و نیستی هستی اوست

💡 که تواند شدن از بزم تو طناز برون؟ تا تو در خاطر مایی نرود راز برون

💡 نقش صور جهان فدایی هیچ است اویی و تویی منی و مایی هیچ است

💡 تو نور دیده ی مایی نگارا دلم آخر که بر جای تو دارد

💡 تویی تویی که تویی و منی و مایی و اویی منی نشاید و مایی نه جسم را و نه جان را