فرهنگ معین
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: گدایی کردن.
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: گدایی کردن.
کنایه از: گدایی کردن.
💡 غلام لقمه نان را از حضرت گرفت؛ و پس از آن كه آن را تميز و نظيف كرد، خورد.
💡 O در حديث مى خوانيم: ((اِنّ اللّه لايقبل عبادة مَن فى جُوفه لُقمة من حرام )) كسى كه يك لقمه مال حرام خورده باشد، خداوند عبادت او را نمى پذيرد.(97)
💡 (در رويا چنان ديدم كه لقمه اى در دست تو (سيد بن طاووس ) است و مى گويى اينلقمه از دهان مولايم مهدى است. آنگاه قدرى از آن را به من دادى.) (351)
💡 از آن حضرت روايت شده كه فرمود: هر روزه دار در زمان افطار يك دعاى مستجاب دارد، دراولين لقمه خود بگويد:
💡 اشخاص بزرگ و مردمان پرهيز كار ميدانستند كه: غذاى حرام و لقمه مشتبه نورانيت قلبرا خاموش كرده. و توفيق و توجه را از آدمى سلب ميكند.
💡 16 - اگر در لقمه استخوانى بود به گونه اى از دهان بيرون بياورد كه كسىنفهمد.