لطف اندوز

لغت نامه دهخدا

لطف اندوز. [ ل ُ اَ ] ( نف مرکب ) اندوزنده لطف و مهربانی و خوشرفتاری:
برآمیزی و بگریزی و بنمایی و بربایی
فغان از قهر لطف اندوز و زهر شکرآمیزت.سعدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه لطف اندوزد: بر آمیزی و بگریزی و بنمایی و بربایی فغان از قهر لطف اندوز و ز هر شکر آمیزت. ( سعدی لغ. )

جمله سازی با لطف اندوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهفت شام غم اندوز رخ به پرده غیب دمید صبح مبارک طلوع از خاور

💡 ازو ملک و ملک پیرایه اندوز به هر قد خلعت شایستگی دوز

💡 غمزده به جان که غم اندوز نیست سوخته به دل که در او سوز نیست

💡 ای هوس اندوز امن جمع ز آفت شناس خصم سر ناخن است شکل درم داشتن

💡 بسر کلک همه دخل معادن اندوز بسر انگشت سخا در کف سائل انداز

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز