فرهنگستان زبان و ادب
{vertically oriented geophone} [ژئوفیزیک] نوعی لرزه یاب که بخش نوسان کنندۀ آن تنها در راستای قائم جابه جا شود
{vertically oriented geophone} [ژئوفیزیک] نوعی لرزه یاب که بخش نوسان کنندۀ آن تنها در راستای قائم جابه جا شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آید از نعل سمندت لرزه در پشت زمین و افتد از بند کمندت عقده بر دور زمان
💡 همچو یکی شیر خشمگین بخروشید لرزه فتادش ز فرط خشم بر اعضا
💡 ما گرفتاران بیدل، هرکجا نالیدهایم لرزه بر عرش از دعای مستجاب افکندهایم
💡 گهی فغان که کند ابر لرزه دان به یقین که آه سرد من آن لرزه در سحاب انداخت
💡 آهی از دل گر برآرد صبحگاه عرش را در لرزه اندازد ز راه
💡 ز سایهٔ علم شیر پیکرش نه عجب که لرزه بر تن شیران فتد چو شیر علم