لج بازی کردن

لغت نامه دهخدا

لج بازی کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستیهیدن. لجاج کردن. ستیزه کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- ستیزه کاری کردن. ۲- استبداد زای بکاربردن.

جمله سازی با لج بازی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بردی دل و جانم این چه شور است این بازی نیست دست زور است

💡 نگردانم ورق را در نظر بازی، نیم شبنم که چون خورشید بینم دیده از گلزار بردارم

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز