لغت نامه دهخدا
( قهرمان آباد ) قهرمان آباد. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان، سکنه آن 81 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، پنبه و توتون است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
( قهرمان آباد ) قهرمان آباد. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان، سکنه آن 81 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، پنبه و توتون است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
( قهرمان آباد ) دهی از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان.
💡 منتظرست آسمان، تا چه کند قهرمان هرچه کند گو بکن، هرچه کند جان ماست
💡 هم قهرمان گنج دقایق ضمیر تست هم ترجمان سر حقایق زبان تست
💡 چو مردان خورّه بیامد دمان دو دیده ز خون کرده چون قهرمان
💡 مرا تو نیکشناسی که بودهام یک عمر به نظم و نثر در این خانه قهرمان ادب
💡 به پوزش درآمد بدو قهرمان همی خواست از سام نیرم امان
💡 بلكه او قهرمان بت شكن و مبارز پويا و پيگير با آئين شرك بود.