قلندر بیک
لغت نامه دهخدا
قلندربیک. [ ق َ ل َ دَ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد، واقع در 12هزارگزی خاور بجنورد به قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 8 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد واقع در ۱۳ هزار گزی خاور بجنورد به قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است.
جمله سازی با قلندر بیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خضر زد پیش سکندر گام شوق شیخ بگرفت از قلندر جام ذوق
💡 گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید کس را خبری نیست ز اسرار قلندر
💡 قلندر هست در کشتی نشسته روان در را و از رفتار فارغ
💡 بجو بوی حق از دهان قلندر به جد چون بجویی یقین محرم آیی
💡 از یک سبوست باده و قسمت جدا جداست جمشید جام برد و قلندر کدو گرفت
💡 حریف بزم قلندر کسی تواند بود که در طریق محبت ز جان و دل برخاست