قزل گوبی
لغت نامه دهخدا
قزل گوبی. [ ق ِ زِ گ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومه شهرستان مهابادواقع در 19500 گزی شمال مهاباد و 5 هزارگزی خاور شوسه مهاباد به ارومیه. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنه 154 تن. آب آن از رودخانه مهاباد و محصول آن غلات، چغندر، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد واقع در ۱۹۵٠٠ گزی شمال مهاباد و ۵ هزار گزی خاور شوسه مهاباد برضائیه و موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است.
جمله سازی با قزل گوبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هوسهقیفدندانسانان (شامل گوبیقیفدندانسانان)
💡 گوبی که ز عشق دست بردار این کار ز دست ما نیاید
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به شکست امن، شهرستان رینتری، روز بد در بلک راک، نیاگارا، خانم سیدی تامسون، مقصد گوبی، و یک وجب خاک خدا اشاره کرد.
💡 گوبی که مگر همنعره شدند در بیشهٔ تنگ شیران ژیان