قباله پیچ
لغت نامه دهخدا
قباله پیچ. [ ق َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) یک طاقه یا نیم طاقه شال کشمیری یا ترمه یا جامه گرانبهای دیگر که قباله ٔعروس در آن پیچند و شب عروسی به خانه او فرستند.
فرهنگ عمید
تکۀ شال، ترمه، یا پارچۀ گران بهای دیگری که قبالۀ عروس را در آن بپیچند و در شب عروسی به خانۀ او بفرستند.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) یک طاقه یا نیم طاقه شال کشمیری یا ترمه جامه گرانبهای دیگر که قباله عروس را در آن پیچند و شب عروسی بخانه او فرستند.
جمله سازی با قباله پیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اى شريح ! شنيده ام خانه اى به هشتاد دينار خريده اى و بر آن قباله نوشته و چند نفرگواه گرفته اى ؟!
💡 گفتم ببین قباله این ملک را که من هم مالکم به حجت و هم صاحبم به ید
💡 فاطمه در حالى كه همسر اميرالمؤمنين بود از دشمنش سيلى خورد!! و قباله فدكش پارهگشت !! و خانه امنش كه ملائكه و عزرائيل بدون اجازه اش وارد نمى گشتند، مورد يورشوحشيانه قرار گرفت !! و (باب الله ) منزل وى به آتش كشيده شد، و جنينى را كهپيامبر محسنش ناميده بود در اثر حمله ناجوانمردانه شهيد و سقط گرديد!
💡 پس از آن روز حق تعالى امر فرمود بندگان خود را كه در قرضها و معاملات خود قباله ونامه بنويسند تا از خاطرشان محو نشود و انكار نكنند (143).
💡 همیشه مالکِ این مُلک ملّت است که داد سند به دست فریدون قباله دست قباد
💡 او، با اينكه عقيده داشت كه تنها راه قانونى انتخاب خليفه، اجماع امت است، در وقت مردن،اجماع امت را ناديده گرفت. محراب و منبر رسول اكرم (ص ) را به نام عمر، قباله كرد.