قباله نهادن

فرهنگ معین

( ~. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) فهرست برداشتن، صورت برداشتن.

ویکی واژه

فهرست برداشتن، صورت برداشتن.

جمله سازی با قباله نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولت انگليس فهميد كه اين [شخص ] امتياز را خريده و قباله اش ‍ پيش اين است، آن وقت همصحبت محضر، ثبت و اسناد و اين حرفها نبود؛ قباله شخصى عادى بود كه همه معاملات بااو انجام مى شد.

💡 جانی که هست در کف اندیشه ها گرو بر رخ ز خون قباله نوشتم که نام تست

💡 مرغ چمن به عشوه دل کرده به خون خود سجل گل به کرشمهٔ نهان شُسته عیان قباله را

💡 دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله

💡 به حضرت اميرالمؤ منين على عليه السلام گزارش دادند كه شريح قاضى دركوفهخانه گران قيمتى خريده و با شهادت شهود قباله اى براى آن تنظيم كرده است.

💡 من طبق طلا را با آن قباله ها برداشتم و خواستم كه ازمنزل خارج گردم، غلام فضل دستم را گرفت و به حضورفضل برد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز